على محمدى خراسانى
221
شرح مكاسب (فارسى)
جهل به بقاء ثمره داريم و نزد عدّهاى از اصحاب « 1 » بيع غررى و جهلى است . و نظير شرط مذكور است اينكه : فروشنده يا خريدار شرط كند كه اين زراعت را مىخرم مشروط بر اينكه در آينده اين ساقهها تبديل به سنبل شود كه اين نيز مجهول است و در همهء اين هفت مورد غرر و جهالت موجود است . سپس شهيد فرموده : غرر و جهالت ( باز به معناى لغوىِ كلمه يعنى مطلق جهالت نه غرر شرعى ) از زاويهء ديگر سه قسم مىشود : 1 - گاهى غرر نسبت به چيزهايى است كه عرف و اهل معامله در آنها مسامحه نمىكنند ، و نسبت به امورى است كه دخالت آشكار در عوضين و ماليّت ثمن و مثمن دخالت دارند مثل جهل به كميّت و مقدار كه نمىداند آيا صد من است يا صد و پنجاه من ؟ آيا ثمن صد تومان است يا صد و بيست تومان ؟ و . . . كه اين مقدار تفاوت بخشوده نيست و اهل معامله از آن فرو گذار نمىكنند . و مثل جهل به كيفيّت كه نمىداند آيا طلاى هيجده عيار است يا بيست و دو عيار ؟ آيا گندم خيلى خوب است يا متوسّط ؟ و . . . كه باز اين مقدار تفاوت بخشوده نيست و عرف آن را به حساب مىآورد . چنين غرر و جهالتى بالاجماع ممتنع است يعنى شرعاً ممنوع است و مشمول حديث نبوى است و قطعاً موجبِ بطلان بيع است . 2 - و گاهى غرر نسبت به چيزهايى است كه عقلاى عالم عادت دارند كه نسبت به اين امور مسامحه كنند و آن را ناديده بگيرند و در اثر اينكه خيلى در ماليّت عوضين دخالتى ندارد و چيز كم و ناچيزى است بدان اعتنا نمىكنند و ندانند هم برايشان مهمّ نيست ، مثلًا اساس و ريشهء ديوار كه در زمين است آيا بتونى است ؟ يا سنگ چينى است ؟ يا با آجر ساختهاند ؟ و . . . نمىدانند ولى بدان اعتنائى نيست يا مثلًا مقدار پنبهاى كه در برخى از قسمتهاى كُت يا پالتو لابلاى پارجه و آستر مىگذارند آيا از نوع مرغوب پنبه است يا از جنس بد ؟ پنبهء نو است يا كهنه ؟ اين گونه ندانستها برايشان مهمّ نيست ، يا مثلًا حمل گوسفند حتماً نر باشد يا ماده باشد برايشان مهمّ نيست . اين گونه از غررها بالاجماع بخشوده شده و مبطل نيست .
--> ( 1 ) . شيخ طوسى در نهايه ، ص 414 - 415 و صدوق در المقنع ، ص 123 و ابن حمزه در وسيله ، ص 45 و . . . .